
وقتيكه غمگين ميشم و دنبال غصههام ميرم
به تنهاييم برميخورم، با خودم هي حرف ميزنم
مثل ديوونههاي شهر، يكدفعه بيقرار ميشم
تا اينكه يكي بدونه دلم هنوز پيش اونه
اگه بخوام ببينمش هيچكجا آدرس ندارم
حتي اگر يه جور نشون، ازش بدستم برسه
نميدوني كه چه جوري ميرم و پيداش ميكنم
فقط ميخوام بهش بگم، اگه خواستش ببخشتم
چونكه ديگه تو اين روزها دنيا شده برام قفس
حتي توي تنهايي هام به زور ميكشم نفس
اگه بياد و دوباره دست روي قلبم بذاره
بهش ميگم كه هنوزم، عاشق عاشقا منم
منم كه ساده از همه، براي تو دل ميكنم
فقط ميخوام ببينمش تا حرفامو بگم بهش...