و زمان مي گذرد، اما كند ، بسيار تلخ
من در اينجا تك و تنها با دلم جا مانده ام
بي تو اما دگر ، هيچ نتوان گفت،
بي تو اما دگرم نتوان ماند.
با دلي سرد، پر از كينه وآه،من، تنها مانده ام؛
تو بيا تا كه شوم گل سرخ باغ ات.
تو بيا تا كه دهم بوسه بر لبهايت.
تو اگر بيايي و برهاني من را ، دگرم هيچ هراس و باك نيست؛
كه تويي دلدارم،غمگسارم، يارم.