طرح عشق تو
باز هم ميگريم و ميگريم، در اين شب تنهايي
روي اين كاغذ بيخط طرحي از عشق تو با اشك خودم خواهم زد،
و دم صبح آنرا به نسيم خواهم سپرد تا همه بدانند كوچكترين رسواي عشق تو منم.
با هم ميگريم و ميگريم، در اين هواي خفه تنهايي
و ميداني كه تنهاترين عاشق ماتم زده منم.
يك لحظه به ياد آوردم كه گفتي: كاش هميشه عاشق باشي...
ولي هزار درد و افسوس كه مرا مبتلا كردي و خود بگريختي.
حال، با دلي مالامال از عشق پاك و ناب تو در اين شب تنهايي و تنهايي شب طولاني غمناكم، باز هم ميگريم و ميگريم، تا شايد ديدگانم بتواند يك بار، حتي فقط يكبار چشمان زيبايت را ببيند؛
و سپس خواهم رفت تا ديار باقي تا دگر بار شوم سينه سوختهي عشقت...
سروده شده به تاريخ 3/02/1348
منِ بي دل